تبليغاتX
دست نویس
رمه‌ام، آن همه شعري كه برايت گفتم،

 ناگهان گم شد و رفت،

حرف مردم شد و رفت...

پ.ن: لعنت به اين بهار دوست داشتني!

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:34 توسط رضا ظریفی |

خوشبختي را تعريف كنيد. (2نمره)

پ.ن: شبيه امتحاناي مدرسه شد. يادش به خير؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 17:27 توسط رضا ظریفی |

سال دوباره نو شده، دوباره اومديم سر كار و دوباره گشت‌هاي اينترنتي به دور از چشم گشت‌هاي ارشاد شروع شده...
حالا تا كي دوباره لنگري بخوره به كابل و قطع بشه خدا مي‌دونه اما به قول معروف دم را غنيمت است.

براي همه معدود دوستاني كه هنوز به اينجا سر مي‌زنن و من رو شرمنده مي‌كنن آرزوي سال خوب و پربركت، همراه با آرامش آرزو مي‌كنم.

پ.ن: تلاش مي‌كنم روزاي بعد بيشتر بنويسم. به ياد قديم.

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 18:5 توسط رضا ظریفی |

يكسال ديگر هم به سرعت برق و باد تمام شد و البته هيچ حسي از تمام هيجانات دوران كودكي، قبل از سال نو برايمان باقي نمانده است، اما...

هنوز هم به رسم تمام دوران‌هاي نبوده و بوده‌مان...
سال نو همگي مبارك. روزهاي آرامي داشته باشيد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 18:55 توسط رضا ظریفی |

تا چه اندازه مي‌توان از ادبيات مستهجن استفاده كرد؟

پ.ن: شرايط جامعه گاهي اقتضا مي‌كند.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 15:49 توسط رضا ظریفی |