۱:سوار مترو خط صادقیه شدم. کیپ تا کیپ مسافر سوار واگن شده بود. درست وضعیتی بود که شاید در کاریکاتورها دیده باشید.
۲:انتهای هر واگن یک پلاک برنجی نصب شده و روی آن این عبارت به چشم می خورد:
ظرفیت مسافر ایستاده ۱۴۶نفر
ظرفیت مسافر نشسته ۴۴ نفر
۳: ظریفی می گفت(در همان واگن، من فقط می شنیدم): ما در زدن مشت محکم به زمین وزمان تخصص داریم، این هم یک مشت محکم به دهان چین مستکبر.در واگنی که ۱۹۰ نفر ظرفیت دارد، ۳۰۰ نفر ایستاده ایم.
۴: به نظر شما اگر جمعیت کشور ما ۱۲۰ میلیون باشد، نمی توانیم استکبار را به خاک مذلت بنشانیم؟

از صدای تیک تیک عقربک های ساعت متنفرم!
نه در مسجد گزارندم که رند است نه در میخانه کین خمار خام است
پس خبر:
اینجانب بعد از شنیدن خبر فوق از رادیو پیام در مورخه همین امروز بسیار مشعوف گردیدم.
اینکه ۱۰۰هزار تن آهن زبان بسته بعد از چندماه معطلی در گمرک چطور استاندارد می شود، الله اعلم!
احتمالن یا به آهن ها چیزی تزریق کردن که استاندارد شدن یا به ...![]()
گفتني ها كم نيست، اما...
ناگاه اتفاقِ غیبت افتاد. پس از مدتی باز آمد و عتاب آغاز کرد که در این مدت قاصدی نفرستادی.
گفتم:دریغ آمدم که دیده ی قاصد به جمال تو روشن گردد و من محروم.![]()